خرید بک لینک

این هم مطلب دوم از سری یادداشت هایی که باید خیلی وقت پیش می نوشتم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر به خیابان انقلاب بروی برای خرید کتابی نایاب که فقط از همین جا پیدا می شودحتماً با هر چشم به هم زدن،دخترو پسری را با هم می بینی که دست در دست هم،از کنارت می گذرند.از همه جا با هم می گویند،حتما هم دانشکده ای هستند که تازه قبلی را کات کرده اند و آمدند سراغ بعدی و آینده روشنی را هم برای این رابطه جدید ،با کلی از ماجراجویی های جدید که در قبلی ها به آن دست پیدا نکرده اند،همانند قبلی و قبلی ها متصوراند.به قول یکی از رفقای اهل دل و قلم مان که می فرمود:خدا یکی،عشق یکی،یکی،یکی،یکی.گاهی اوقات برایم اندوه بار و صد البته زجر آور و تاسف بار است که نمی توانم دختر یا پسر بودن کسی که از مقابلم می گذرد را تشخیض بدهم،اما هنوز که می خواهی با شواهدی بفهمی آخر او که از مقابلم دارد می گذرد پسر بود یا دختر،مورد بعدی ظاهر می شود.پسر برای دوستِ دختر اش که شاید خیلی هم خاطر اش برایش عزیز است یک هدیه لاکچری و نوستالژیک خریده است،عکسی از آنتوان چخوف ویا صادق هدایت و یا جعبه ملودی یا یک پیکسل ناب.همین جا است که فردی با یک کیف کوچک از کنارت سبقت می گیرد،کیفی که سوراخ،سوراخ شده است از پیکسل های جورباجور و گاها خز و چیپ.دوباره دختری را در مقابل مغازه ای می بینی که با ظاهری نه چندان مناسب دارد تراکت به خلق الله می دهد-و چه قدر دلم برای آنها می سوزد اما چاره ای نیست چون اغلب به انتخاب خودشان است-و چند قدم آن طرف تر فارغ التحصیل ارشد یا دکتری با ظاهری پست مدرن در کنار پیاده رو را می بینی که رمان هایی که به جای کتب دانشگاهی خوانده بود می فروشد،و چه بهتر که آن کتاب ها نخوانده بود.و چند قدم جلو تر..... .فقط کافی است که با گذر از این همه آدم های متفاوت،.والس های تهران مهرداد مهدی را گوش بدهی تا خود را میان دنیای شبه مدرن ببینی وحس کنی.

سرم سوت می کشد از این همه پدیده اجتماعی گوناگون که در مدح و ذم آن باید کتاب ها نوشته شود توسط عالمان علم جامعه شناسی

.و تو دیگر یادت رفته است که به دنبال چه کتاب نایابی به این خیابان دراز و پر از داستان،انقلاب،آمده ای.

برچسب: نویسنده: نوید زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:58

صفحه بندی